|
پدري به بچه ي خود مي گه كه هروقت دلي رو شكوندي يه ميخ به ديوار بكوب......بچه هم همين كارو براي يه مدت زماني انجام مي ده........بعد از يه مدت پدرش بهش مي گه حالا هرچي ميخ به ديوار كوبوندي رو بكنش از ديوار.......وقتي ميخ ها كنده شدند يه چيزي رو ديوار خودنمايي مي كرد واونم جاي اون ميخ ها بود ....اون وقت بود كه پدر به بچه گفت : دل شكستن هم مثل ميخ مي مونه رو ديوار..... ممكنه بتوني ميخ هارو از ديوار در بياري ولي اون چيزي كه كاريش نمي توني بكني جاييه كه ميخ ها رو ديوار باقي گذاشتن و خودنمايي مي كنن......... + نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 0:16 توسط سالار |
|
| ||||||