|
ما به جنون رسیده ایم. خیره خیره تا دم صبح پاسداری کرده ایم، گوی بلورین عهدی که از ازل بسته بودیم. حقیقت را میان برگ های گل سرخ یافته ایم. نورها را در میان رنگ عسلی چشمانمان دیده ایم. چون لباسی بی صدا بوده ایم برای عیب های عریان خویش. من و تو ما شدیم در قله ی باورها. آیین و رسم جوانمردی در این سودای عشق این است که با هم بوده و با هم شویم. ولی. . . هم اکنون نیمی از ما در زیر خروارها خاک و نیمی دیگر در پس میله های سرد شورآبادیم. کار ما از عشق گذشته ، ما به جنون رسیده ایم + نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 0:6 توسط سالار |
|
| ||||||